اختلال سلوک

با سلام.اختلال سلوک چیست؟ مي خواستم در مورد اختلال سلوك بدانم. ممنون

با سلام و سپاس از اينكه مركز ما را براي پاسخ و راهنمايي برگزيده ايد.
روانشناسان اختلال سلوك (Conduct Disorder) را يك رشته رفتارهاي پايدار مي‌دانند كه با زمان تكامل مي يابد و بيش از همه با پرخاشگري و نقض حقوق ديگران مشخص مي شود. اختلال سلوك با بسياري از اختلالات ديگر از جمله اختلال نقص توجه ( فزون كنشي)، افسردگي و اختلالات يادگيري همراه است و علاوه بر آن چندين عامل رواني ـ اجتماعي نظير سطح پايين اجتماعي ـ اقتصادي، روش تربيتي خشن با رويكرد تنبيهي، اختلافات خانوادگي، فقدان نظارت مناسب والدين و فقدان كفايت اجتماعي با آن ارتباط دارد. اختلال سلوك طيف وسيعي از رفتارهاي ضد اجتماعي چون اعمال پرخاشگرانه ، سرقت، خرابكاري ، حريق عمدي، دروغگويي ، ولگردي و فرار را در بر مي گيرد. ويژگي مشترك اينها زير پا گذاشتن مقررات و انتقادات اجتماعي است .
معمولا كودكاني كه دچار مشكلات سلوك هستند، گستره اي از رفتارهاي خلاف قانون، از جيغ زدن، ناسزا گفتن، قشقرق به راه انداختن گرفته تا تخريب شديد، دزدي و تجاوز را از خود نشان مي‌دهند. عمده ترين نمود اختلال سلوك تجاوز به حقوق ديگران و عدم توجه به هنجارهاي اجتماعي متناسب با سن افراد است و ويژگي غالب آن پرخاشگري و عدم اطاعت است كه افراد از خود نشان مي‌دهند
تشخيص و ويژگيهاي باليني :
ويژگي اصلي اختلال سلوك ، الگوي تكراري و مزمن سلوك است كه در آن حقوق بنيادي ديگران و موازين و اصول اجتماعي متناسب با سن فرد زير پا گذاشته مي شود. ابعاد اختلال سلوك فراتر از شيطنت ها و بازي هاي معمولي كودكان و نوجوانان است . اين افراد معمولاً در مدرسه، خانه، با همسالان و در جامعه ، پرخاشگري جسمي و رواني دارند، اموال ديگران را تخريب مي كنند، و به حيوانات نيز صدمه مي زنند. دروغگويي ، دزدي، آتش زدن اموال مدرسه ، خانه و ... فرار از منزل ، پيشقدم شدن در منازعه و رفتارهاي جنسي خشونت آميز يكي از رفتارهاي معمولي در كودكان و نوجوانان با اختلال سلوك است . اگر اين رفتارها پس از 18 سالگي نيز ادامه پيدا كند، تشخيص اختلال شخصيت ضد اجتماعي در مورد آنان به كار مي رود.
كودكان مبتلا به اختلال سلوك احتمالاً از كمبودهاي تحصيلي رنج مي برند كه مخصوصاً در مهارت هاي خاص از جمله خواندن منعكس مي شوند. چنين كودكاني اغلب به نظر معلمانشان بي علاقه به مدرسه ، فاقد اشتياق به كار و ادامه تحصيل هستند.
افراد داراي اختلال سلوك بيشتر از همسالان بدون اختلال خود از ويژگيهاي شناختي ـ ادراكي نظير خشمگيني ، بدبيني ، تحريك پذيري در مقابل ديگران استفاده مي كنند. مهم ترين ويژگي اختلال سلوك، الگوي پايدار و مقاوم رفتارهايي است كه در آن حقوق ديگران ، هنجارها و قوانين اجتماعي متناسب با سن ناديده گرفته مي شود.
نوجوانان با اختلال سلوك ميل دارند فعاليت جنسي را خيلي زود شروع كنند، به همين دليل نيز دختران با اختلال فوق در معرض حاملگي دوران نوجواني، اعمال جنسي جدي و خطرناك و بيماري هاي مقاربتي هستند. افسردگي و مصرف مواد و اختلال سلوك، قوي ترين عوامل خطرساز براي خودكشي در پسران است.
ويژگي افراد مبتلا به اختلال سلوك را مي توان در چهار دسته قرار داد :
1- پرخاشگري كه منجر به آسيب بدني به ساير افراد يا حيوانات مي شود يا تهديدي براي آنان محسوب مي شود
2- آسيب به اموال و وسايل
3- تقلب و سرقت
4- سرپيچي از قوانين و مقررات.

كه وجود حداقل سه مورد از اين رفتارها طي 12 ماه گذشته يا حداقل يك مورد در 6 ماه گذشته براي تشخيص اختلال سلوك لازم است.
همه گیر شناسی ( شیوع) :
اختلال سلوك در بين پسرها شايع تر از دخترهاست ، و نسبت آن از 4 به 1 تا 12 فرق مي كند. در كودكان پيش از بلوغ، ميزان شيوع اختلال سلوك 9/1 تا 8 درصد پسران و 0 تا 9/1% در دختران مي باشد. در ميان نوجوانان ، ميزان شيوع 4/3 تا 4/10 درصد در پسران و 8/0 تا 8 درصد در دختران گزارش شده است. تفاوت جنس به دليل افزايش ميزان شيوع در دخترها، در دوران نوجواني كاهش مي يابد. اين ناظر بر اين است كه اختلال سلوك در دخترها يا ديرتر شروع مي شود يا علائم آن فقط در نوجواني قابل رديابي است.
سنين ابتلاء به اختلال فوق :
به طور كلي دو نقطه اوج براي اختلال پرخاشگري (مولفه شايع اختلال سلوك) شناخته شده است. 1- در سال هاي پيش دبستاني و همراه با افول در دوران دبستان، 2- در اوايل نوجواني و همراه با افول بعد از 15 سالگي . اختلال سلوك بعد از 16 سالگي به ندرت شروع مي شود.
سبب شناسي :
به طور كلي عامل واحدي را نمي توان براي اختلال سلوك ذكر كرد. ولي عوامل اصلي را مي توان در مولفه هاي زير دسته بندي كرد:
1ـ عوامل مربوط به والدين :
مشاجرات بين والدين را در بيشتر منابع، يكي از عوامل خانوادگي اصلي در پيدايش اختلال سلوك ذكر كرده اند. كودك آزاري و بي توجهي به اطفال نيز سهمي مهم در اين امر داراست. بي توجهي والدين نسبت به مراقبت از فرزندان ، گرايش به خشونت و بدرفتاري (به دليل آنكه بسياري از اين والدين خود قرباني نوع تربيت والدين خود بوده اند) نيز از علل ديگر است. ضمن اينكه فرضيه هاي روان پويايي به اين نكته اشاره دارند كه كودكان به طور ناخودآگاه به كنش نمايي اميال ضد اجتماعي والدين خود اقدام مي كنند.
2ـ عوامل اجتماعي ـ فرهنگي :
بيكاري والدين ، فقدان گروه هاي اجتماعي حمايت كننده، فقر اجتماعي ـ اقتصادي، از جمله پيش بيني كننده هاي اختلال سلوك هستند. همچنين ميزان شيوع بالاي مصرف مواد (مصرف دارو و الكل) هر چند سهمي از شروع اختلال سلوك ندارند، اما احتمالاً رهايي از اختلال سلوك را دشوار مي سازد.
3ـ عوامل عصبي ـ زيست شناختي :
مطالعات در باب فرزند خوانده ها و دو قلوها ناظر بر وجود مولفه هاي ژنتيكي در پرخاشگري است. هر چند كه در رابطه با بزهكاري همواره چنين نيست. خطر اختلال سلوك در ميان فرزندان والديني كه مبتلا به اختلال سلوك ، اختلال شخصيت ضد اجتماعي و اختلالات مربوط به مصرف مواد هستند، افزايش يافته است.
روان شناسان فرض نموده اند كه غلبة نسبي سيستم بازدارنده در اختلال سلوك مخدر است ، كه ممكن است ناشي از اختلال كاركرد در سيستم هيپوكامپي باشد. اين سيستم به كورتكس پرده فرونتال متصل است و توسط تارهاي نورآدر نوژيك لوكوس سرلئوس و مسير سرتونرژيك كه از هسته هاي سجافي منشأ مي گيرند، تعديل مي شود. نواقص احتمالي در سيستم هاي سرتونرژيك و آدرنرژيك توسط گزارش هايي كه دربارة كاهش هيدروكسي ايندوكوستيك، اسيد مايع مغزي نخاعي، سوخت و ساز اصلي سروتونين و كاهش دو پامين بتاهيدروكسيلاز پلاسما (آنزيمي كه دو پامين را به نورآدرنالين تبديل مي كند) در كودكان پرخاشگر مبتلا به اختلال سلوك منتشر شدند، حمايت مي شوند. با اين حال همة عوامل بيولوژيك از ارزش پيش بيني كمابيش مثبت ضعيفي برخوردارند.
4ـ عوامل ديگر :
نظريه هاي يادگيري نيز اهميت فقدان قوانين روشن و پايدار در خانه، الگوهاي پرخاشگرانه و نقش هاي ضد اجتماعي را در ميان بزرگسالان و همسالان در رشد اختلال سلوك مورد تأكيد قرار داده اند، كه بيشتر آنها نسبت به تأثيرات محيطي است.
درمان :
معالجة اختلال سلوك به دليل ثبات اختلال و پيش آگهي ضعيف آن بايد يك تلاش دائمي باشد. براي درمان رفتار ضد اجتماعي از روش هاي مختلفي استفاده شده است كه شامل اشكال مختلف درمان فردي و گروهي ، رفتار درماني، درمان آسايشگاهي، دارو درماني، جراحي رواني و انواعي از درمان هاي ابتكاري اجتماعي است. در حال حاضر هيچ درماني حاكي از بهبود اختلال سلوك و تغيير پيش آگهي ضعيف آن نبوده است. البته اين نكته را بايد مورد توجه قرار داد كه فقدان درمان هاي موثر ناشي از كمبود تلاش و تحقيق در اين زمينه نيست. بيشتر درمان ها از طريق تغيير جنبة خاصي از كاركرد يا فرايندهاي دروني كودك، به فرد توجه دارند.
رويكردهاي گوناگون كه به تغيير فردي اهميت مي دهند شامل درمان فردي و گروهي ، درمان هاي شناختي و رفتاري و دارو درماني است. تكنيك هاي ديگري همچون خانواده درماني و آموزش تدبير والدين از نوع درمان هاي معطوف به والدين اند. تكنيك هاي اجتماعي فكر اغلب بر درمان هاي ديگر نظير روان درماني و رفتار درماني متكي هستند.
درون يك طبقة مفروض درمان، انواع مختلفي را مي توان شناسايي كرد. براي نمونه روان درماني هاي فردي درمان هايي مثل روان پويشي، درمان هاي غير رهنمودي و بازي درماني را شامل مي شود. به همين گونه درمان رفتاري مي تواند دامنه اي از تكنيك هايي همچون آموزش مهارت هاي اجتماعي، كنترل وابستگي و اقتصاد ژتوني را در بر گيرد.
به عنوان مثال رفتار درماني متضمن آموزش مديريت والدين و هماهنگي نزديك ميان مدرسه ، خانواده و درمانگر مي باشد. اين رويكرد در حد دلخواه و آرماني هم در خانه و هم در مدرسه بايد اجرا شود. نخست معلمين و والدين در مورد نحوة مشاهده ، تعريف و ثبت و گزارش رفتارها و بعد نحوه مداخله با استفاده از تقويت كردن رفتارهاي مثبت و عدم ترغيب رفتارهاي منفي وهمراه با محروميت، از دست رفتن امتيازات كسب شده قبلي و ساير اشكال تنبيه مشروط، آموزش مي بينند.
موفق باشید. منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم.
نویسنده : غلامرضا مهرانفر

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .