خود بیمار پنداری

«خود بیمار پنداری» عارضه ای روانی است که با اشتغالاتی وسواسی که فرد درباره وضع سلامت خود دارد مشخص می شود؛ به عبارت دیگر خود بیمار انگاری به نوعی اشتغال ذهنی بیمار به ترس از بیمار شدن یا اعتقاد وی مبنی بر ابتلا یه یک بیماری جدید گفته می شود. در این عارضه بیمار در چنگ دریافت های حسی فاعلی دردناک اسیر است و تمایل دارد تا این دریافت ها را به اختلال های بدنی، که وجود ندارند، نسبت دهد؛ نوسان های بهنجار کنش وری جسمانی مانند سرفه موقت، آزردگی های سطحی پوست یا تعرق را به منزله علائم یک بیماری وخیم، تفسیر کند و پیوسته در طلب کمک و مواظبت باشد. کوشش های دوستان، خویشاوندان یا پزشکان به منظور منصرف کردن بیماران از این افکار به جایی نمی رسند و به رغم معاینه های مکرر، این بیماران به ایمنی خاطر دست نمی یابند و برای یافتن کمکی موثر، مدام از یک پزشک به پزشک دیگر مراجعه می کنند.
این بیماری دارای سه بعد است که عبارتند از :
- اشتغال ذهنی
- ترس از بیماری یا عقیده بیمورد در مورد ابتلا به بیماری به رغم اطمینان بخشی پزشکی دوام داشته باشد
- اعتقاد به داشتن بیماری

اشتغال ذهنی در خود بیمار انگاری ممکن است به کارکرد های بدنی مانند ( ضربان قلب، تعریق، یا حرکات دودی لوله گوارش)، نابهنجاری های جسمی مبهم و نامشخص مانند(قلب خسته،رگهای دردناک) مربوط باشد. شخص این نشانه ها یا علایم را به یک بیماری مشکوک نسبت می دهد و نگرانی بسیار در مورد معنی ،دستی و سبب شناسی آنها نشان می دهد. دلواپسی ها ممکن است درباره یک اندام خاص یا یک بیماری منفرد باشد. مانند ترس از مبتلا بودن به بیماری قلبی.
معاینه های بدنی مکرر، آزمون های تشخیصی و اطمینان بخشی از جانب پزشک کمتر موجب کاهش نگرانی یا ناراحتی درباره بیماری می شوند. برای نمونه فردی که در مورد ابتلا به بیماری قلبی اشتغال ذهنی دارد با توجه به فقدان یافته های مربوط به معاینه بدنی ، یا حتی آنژیو گرافی قلبی مطمئن نخواهد شد.
ترس از بیماری و مرگ شایع است .گرچه افراد دچار خودبیمار انگاری در مقایسه با دیگران به تندرستی خود توجه بیشتری نشان می دهند، اما به طور کلی عادات بهداشتی بهتری ندارند (یعنی رژیم غذایی مناسب ،ورزش منظم و اجتناب از سیگارکشیدن) . سابقه پزشکی در خود بیمار انگاری اغلب مفصل و طولانی است.
روابط اجتماعی این افراد تیره می شود زیرا فرد مبتلا به خود بیمار انگاری با بیماری خود اشتغال ذهنی داشته و اغلب درمان و توجه ویژه ای را انتظار دارد. زندگی خانوادگی آنان ممکن است مختل شود. زیرا اشتغال ذهنی با عملکرد های فردی در زندگی آنان تداخل کرده و سبب عدم موفقیت شغلی او می شود.
در موارد بسیار شدیدفرد دچار خودبیمار انگاری ممکن است به طور کامل ناتوان و از کارافتاده شود.
گرچه این اختلال می تواند در هر سنی آغاز شود، اما معمولا در نخستین سال های بزرگسالی بروز می کند. پاره ای از بیماران بر دل مشغولی خود غلبه می کنند ولی اختلال غالبا به صورت مزمن در می اید ونشانه های مرضی، سالیان دراز پابرجا می مانند.

نشانه ها
ضابطه اصلی خود بیمار پنداری ترس از ابتلا به یک بیماری جدی ویا فکر ابتلای به آن بر اساس تفسیر اشتباه امیز یک یا چند علامت یا نشانه های بدنی است. در حالی که معاینه های دقیق بدنی نمی توانند هیچ گونه اختلال جسمانی را که کاملا با دلمشغولیهای فرد درباره بیماری یا با علامتها یا نشانه های جسمانی مطابقت داشته باشند، تشخیص دهند. گرچه این اختلال دارای شدت هذیانی نیست و بیمار غالبا می تواند جنبه افراطی ترس هایش واین احتمال را بپذیرد که ترس او ازبیماری یا باورش به یک بیماری شدید بی اساس است، با این حال دل مشغولی های وی به ایجاد درماندگی یا عارضه های بالینی معنادار در قلمرو کنش وری اجتماعی، حرفه ای و یا قلمروهای مهم دیگر منجر می شود.
مبتلایان به خودبیمار انگاری ممکن است با خواندن یا شنیدن مطالبی درباره بیماری ، یا بیمار شدن یک فرد آشنا یا با مشاهده و احساس رویدادهای بدنی خود وحشت زده شوند. نگرانی درباره بیماری ترس آور اغلب به ویژگی اصلی خودانگاره فرد ،موضوع گفتگوهای روزمره و واکنش فرد به فشارهای روانی زندگی تبدیل می شود. مراجعه مکرر به پزشک و اختلال در روابط پزشک- بیمار ، به اضافه ناکامی و خشم هردو طرف متداول است. مبتلایان به این اختلال اغلب معتقدند به آنها توجه کافی نمی شود و ممکن است به طور مبرم در برابر ارجاع به مراکزبهداشت روانی مقاومت کنند. این بیماران همیشه یک کیسه پرازانواع رادیوگرافی،نوارهای قلبی ومغزی،تست ورزش،سونوگرافی و جواب آزمایش به همراه خود دارند.گاهی افراد خودبیمار انگار دچار حمله های وحشت زدگی می شوند که در اثر نگرانی های خودبیمار انگارانه اند.

میزان فراوانی
براساس متن دی اس ام 4 کلی فراوانی این اختلال بین 4 تا 9 درصد است. در ایران شیوع این اختلال تقریبا بین 3 تا 14 درصد بیماران مراجعه کننده در بخش های سرپایی و بستری گزارش شده است. این علائم دست کم باید 6 ماه ادامه داشته باشد. این اختلال در هر دو جنس زن و مرد به یک اندازه وجود دارد و بالاترین میزان شیوع آن بین 20 تا 30 سالگی است.

علت شناسی
خود بیمار انگاری اغلب از فقدان یک عضو آغاز می شود که فرد را مستعد این اختلال می کند، به طوری که این افراد همواره نگران عضو خاصی از بدنشان هستند. به طور مثال ، همیشه نگران قلب یا ریه خود هستند و به یک عضو خود بیشتر توجه می کنند. بیماری های جدی ، به ویژه در دوران کودکی و بیماری یکی از اعضای خانواده در گذشته با رخداد خودبیمارانگاری ارتباط دارند. تصور می شود که عامل تنش زای روانی اجتماعی، بویژه مرگ یکی از نزدیکان فرد در برخی موارد زمینه ساز خودبیمارانگاری باشند. مبتلاین به خود بیمار انگاری اغلب به اختلا های روانی دیگری نیز مبتلا هستند(بویژه اختلالات اضطرابی ،افسردگی، وسایر اختلالهای جسمانی شکل).

تحول بیماری
این بیماری سیر مزمن و عود کننده و مقاومی دارد و ممکن است چند سال طول بکشد و مراجعات مکرر به پزشکان و حتی بستری شدن های متعدد و تکرار آزمایش های گوناگون در سابقه فرد وجود داشته باشد اما آنچه اهمیت دارد شیوه برخورد با بیماران است که هیچگاه قانع نمی شوند و در نتیجه از پزشکشان بیزار می شوند. خود بیمار انگاری می تواند در هر سنی روی دهد اما تصور می شود شایعترین سن شروع در اوایل بزرگسالی باشد.

خود بیمار پنداری در کودکی
خود بیمار پنداری در کودکان بر اساس شکایات از کنش وری بد جسمانی، احساس بدی وضع سلامت یا پیش بینی اضطراب آمیز بیمار شدن درآینده مشخص تر می شود وبدین ترتیب شاهد رفتارهایی هستیم که دلمشغولی کودک را نسبت به وضع بدنی خود نشان می دهند :
- دل نگرانی دائم نسبت به سلامت خود یا نسبت به یک بیماری احتمالی
- خستگی میهمی که مانع کار یا حتی بازی می شود.
- دردها یا ناراحتی هایی در اعضای مختلف، سردرد، اختلال های دیداری، دل درد، پا درد، حالت تهوع و جز آن

خود بیمار پنداری در نوجوانی
ترس های مبتنی بر خود بیمار پنداری در نوجوانی به صورت سردرد، نگرانی درباره قلب، ترس های مربوط به خون، شکایت های مربوط به ناحیه شکمی متجلی می شوند.

درمان
پزشکان و متخصصان سلامت روانی معتقدند که درمان خود بیمار انگاری دشوار است. مخصوصا در افرادی که به اختلال های اضطرابی و افسردگی هم مبتلا هستند. چون درمانجویان وقتی احساس می کنند نگرانی آنها جدی گرفته نمی شود عصبانی می شوند. درمان دارویی اضطراب و افسردگی در این افراد کمک کننده است. این داروها باید به مدت سه ماه ادامه داشته باشند. در برخی موارد داروهایی مانند فلوکستین برای کاستن از نگرانیشان در مورد سلامتی و روان درمانی نیز می تواند موثر باشد ولی بسیاری از این افراد اعتقاد چندانی به آن ندارند و این درمان را کامل نمی کنند.

منابع :
1. DSM-IV-TR- متن کتاب تجدید نظر شده
2. هفته نامه سلامت شماره 168
3. آسیب شناسی روانی هالجین ترجمه یحیی سید محمدی (جلد اول)
4. روان شناسی مرضی تحولی ج1، دادستان


نویسنده : محمد صادق آقاجانی