چرا خواستگار ندارم

دختري هستم كه به درس خواندن بسيار علاقه مند بودم و اين علاقه مرا به درس و دانشگاه كشاند، اما تاكنون كه 25 سال دارم هيچ خواستگاري نداشتم و حالا كه سرشار از احساسات پاك هستم و نياز به يك همدم دارم كه خلأ هاي روحي ام را پر كند اين موقعيت برايم پيش نمي آيد. گاهي با ديدن دختران فاميل كه از من كوچكترند و ازدواج به موقع كردند و داراي بچه هم هستند، آنقدر از خودم ناراحت مي شوم كه با خودم مي گويم كه با داشتن همه امتيازهايي كه نسبت به آنها دارم، چرا من نبايد مانند آنها به موقع ازدواج کنم و دارای همسر باشم. در اينكه تحصيلات باعث باز شدن فكر انسان مي شود و او را از تاريكي به روشنايي مي برد شكي نيست، اما نمي دانم چرا دختري كه تحصيلات بالا دارد بايد محكوم به تنهايي باشد. با وجود همه اميد هايي كه به خدا دارم گاهي تنهايي بر سرم سايه مي افكند و فكر مي كنم كه تا لحظه مرگ بايد تنها باشم. شايد مواردي را كه من به عنوان يك دختر بيان كردم در پسري هم وجود داشته باشد، اما چرا بايد اينگونه باشد؛ دختران و پسراني كه دوست دارند به عنوان همسر كنار هم باشند و باعث آرامش روحي هم شوند، مانند تشنه اي هستند كه آبي را به لبهايش برسانند و از او دريغ كنند؟ انسان هرچند پدر و مادر و خواهر و برادر و دوست مهربان و دلسوز داشته باشد اما هرگز جاي همسری مهربان و خداجو را نمي گيرد! باوجود همه اين مسايل به دليل نداشتن رابطه با پسري (به جز در مسايل درسي) اگرروزي برايم خواستگار آمد نمي دانم چطور برخورد كنم. خواهش مي كنم به خاطر خدا هم شده مرا مفصل راهنمايي كنيد (خواهش ميكنم از بيان پاسخي تكراري بپرهيزيد چرا كه من تمام سايت شما را هميشه مطالعه مي كنم). همين كه بدانم بعد از خدا كسي هست كه به احساساتم اهميت مي دهد بسيارخوشحال مي شوم. با تشکر فراوان.

دانشجوي ارجمند از اينكه به ما اعتماد كرده و « پرسمان» را به عنوان منبع پاسخگويي به سؤالات خود برگزيديد، سپاسگزاريم.
نامه تان را با دقت خواندم. خرسندم كه درد دل خودتان را براي ما نوشته ايد. برون ريزي مسايل و مشورت گرفتن از ديگران و اهل خبره و كارشناسان اگر هيچ تأثير و نتيجه اي نداشته باشد حداقل مي تواند موجب تخليه هيجانات باشد كه روانشناسان آن را مفيد و سودبخش مي دانند.
در قسمتي از نامه تان گفته ايد «خواهش مي كنم از بيان پاسخي تكراري بپرهيزيد چرا كه من تمام سايت شما را هميشه مطالعه مي كنم»؛ اكنون اجازه بدهيد از شما بپرسم چقدر از مطالب و راهكارهايي كه در سايت پرسمان به آنها به عنوان موانع ازدواج و نداشتن خواستگار توضيح داده شده است را عمل كرده ايد. بگذاريد مثالي برايتان بزنم: فرض كنيد كسي سرما بخورد، به پزشك مراجعه كند اما نسخه دكتر را گوشه جيبش بگذارد. آيا خوب مي شود؟ مطمئنا نه!!!
خواهر گرامي شما علم و آگاهي در مورد علل نداشتن خواستگار را با مطالعه مقاله ها و پرسش و پاسخهاي موجود در سايت پيدا كرده ايد ، اما راهكارها را به كار نگرفته ايد! درست مثل همان نسخه!
پس بايد دست بكار شويد. از همين الان تصميم بگيريد و مطالب زير را ( هر چند به نظرتان تكراري بيايد) با دقت بخوانيد و سعي كنيد آنها را در زندگيتان بكار بگيريد.
قبل از پرداختن به موضوع اصلي شما يعني دلايل خواستگار نداشتن تذكر چند نكته ضروري است.
خواهر گرامي؛ دغدغه شما براي ازدواج در سنين جواني، امري طبيعي است؛ زيرا ازدواج يكي از مسائل اساسي زندگي است كه در دوره جواني اتفاق مي‏افتد اما اهميت اين مسئله نبايد موجب نگراني شديد شده و زندگي شما را مختل سازد. نگران اين كه چرا تا به حال موفق به ازدواج نشده ايد ،نباشيد چرا كه:
1. نداشتن خواستگار يكي از مشكلات رايج در ميان دختران امروزي است. اين مشكل بسيار فراگير شده و اختصاصي به شما ندارد. با توجه به شرايط موجود، نداشتن حتى يك خواستگار چيز بعيدي به نظر نمي‌رسد، چرا كه همه ما در پيرامون خود شاهد دخترهاي بسيار شايسته‌اي هستيم كه به هر دليلي حتى يك خواستگار نداشته‌اند.
2. امروزه سن ازدواج در جامعه ما بالا رفته است و طبيعتاً دخترها هم ديرتر ازدواج مي كنند. الآن مثل قديم نيست كه دختري كه مثلاً به سن 20 سالگي رسيده ديگر اميدي به ازدواج و يافتن همسر نداشته باشد. در حال حاضر ميانگين سن ازدواج در دختران حدود 24 سال است كه شما فاصله چنداني با ميانگين نداريد. گذشته ازآن در حال حاضر امتيازات فراواني از جمله تحصيلات دانشگاهي، اعتقاد ديني سالم و ... داريد كه بسياري از دختران ندارند.
3. شايد در سنين پايين تر موقعيت هاي بهتري براي ازدواج فراهم شود اما خداوند بهتر مي داند صلاح هر فردي در ازدواج در چه سني است. بى‏ترديد خداوندى كه شما را آفريده ، كفو و همسر مناسب و متناسب با شما را نيز در نظر گرفته است و به موقع او را روانه‏ منزل شما خواهد كرد ،به گونه اي كه هيچ چيزى نخواهد توانست مانع ايجاد پيوند و ازدواج شما شود.
و اما نداشتن خواستگار و علل آن:
متاسفانه در جامعه ما قانون نانوشته اي در ميان مردم باب شده كه خوبي دختر را مي توان از تعداد خواستگارانش فهميد. يعني هر دختري كه تعداد خواستگارانش زياد باشد معلوم مي شود كه دختر خوبيست و اصل و نسب دار است اما اگر دختري در زمان متعارف جامعه ازدواج نكند يا خواستگار زيادي نداشته باشد اين طور تعبير مي شود كه حتماً مشكلي دارد كه كسي سراغش نمي رود!
آن وقت است كه دختران و خانواده هايشان روز به روز نا اميدتر، نگران تر و دستپاچه تر مي شوند و اعتماد به نفس خود را در زمينه ازدواج از دست مي دهند.
معمولاً افراد در مقابل اين مساله (نداشتن خواستگار) به دو نحو برخورد مي كنند. برخي با آن كنار آمده و منتظر فراهم شدن شرايط خوب مي شوند ولي برخي ديگر مدام در تلاشند تا از طرق مختلفي چون برقراري آشنايي هاي نادرست، دعانويسي و... خود را از اين مهلكه نجات دهند.
اما به واقع علت اصلي نداشتن خواستگار چيست؟ به طور كلي علل و عوامل نداشتن خواستگار را مي توان در دو دسته تقسيم كرد:
۱) عوامل فردي: عللي كه خود فرد باعث ايجاد آنها شده است.
۲) عوامل بيروني: عللي كه عامل ايجاد آن ها خود فرد نبوده است.

طبيعي است كه اگر مانعي بر سر راه شما وجود دارد ابتدا بايد سعي كنيد آن را برطرف نماييد. ( از آنجا كه ما در مورد بسياري از مسايل زندگي شما اطلاعي نداريم مطالب زير را بيان مي كنيم و اين خود شما هستيد كه بايد با دقت در اين مطالب و بررسي وضعيت خود پاسخ مناسب را بيابيد).
۱) عوامل فردي
- گاهي دختر دچار خطا يا انحراف اجتماعي، اخلاقي و... شده و يا يك صفت اخلاقي ناپسند دارد كه تمام اهل محل آن را مي دانند. اين امر از سويي باعث سلب اعتماد مردم محل و از سوي ديگر باعث مردود شدن وي در تحقيقات محلي افراد غريبه مي شود. به همين دليل كسي به خواستگاري ايشان نمي رود كه البته بايد تا حدودي در اين رابطه به مردم حق داد. تنها راه رهايي از اين مشكل توبه حقيقي دختر به درگاه خداوند و كمك خواستن از او براي تغيير و اصلاح است. اگر فرد واقعاً توبه كرده و درستكار شود، مردم با ديدن رفتار تغيير يافته اش، به مرور زمان دوباره به وي اعتماد مي كنند.
- گاه برخي از دختر خانم ها به علل مختلفي چون خجالتي بودن، كمرويي، درونگرايي و... از حاضر شدن در جمع هاي خانوادگي يا دوستان سر باز مي زنند و به قولي انزواجو مي شوند. در اين حالت نيز اولاً به دليل اين مشكل شخصيتي شان و ثانياً به خاطر ديده نشدن توسط واسطه ها دچار تاخير در ازدواج مي شوند. راه چاره اين مشكل، توسعه روابط اجتماعي دختر و خانواده او است. در چنين مواردي پيشنهاد مي گردد چنين دختراني با حفظ عفت و رعايت ضوابط اخلاقي و شرعي در مجامع و محافل زنانه نظير روضه هاي خانگي، مراسم هيأت هاي مذهبي و ... حضور يابند تا زمينه آشنايي مادران نيازمند عروس و يا واسطه ها با چنين دختري مهيّا گردد.
همچنين شركت در جمع هاي جديد به شما فرصت ديده شدن مي دهد و در محيط هاي جديد مي توانيد عقايد خود، شخصيت و ظرفيت اداره يك زندگي را به ديگران نشان دهيد.
به عبارتي، پختگي شما تا زماني كه پشت پرده باشد، كسي را به سوي شما جلب نمي كند. شما بايد در محيط هاي اجتماعي سالم رفت و آمد داشته باشيد و قابليت هاي خود را نشان دهيد. حتما منظورمان را از قابليت متوجه مي شويد. يعني آن چه كه احترام ديگران را نسبت به شما برمي انگيزد و نشان مي دهد شما يك سر و گردن از ديگر دختران بالاتريد و آمادگي يك زندگي واقعي را داريد.
- مشكل ديگر برخي از دختران ايراد گرفتن هاي زياد از خواستگاران است. البته هيچ دختري در خودآگاهش خود را يك آدم سخت گير نمي داند. پاي صحبت بيشتر اين دخترها كه بنشينيد مي شنويد: «مگر من چه توقعي دارم؟ من كه خانه و ويلا و مهريه و شيربها نخواستم. همين قدر كه پسري مرد زندگي باشد براي من كافي است»
اما خيلي از همين دختران پاي انتخاب كه مي رسد، دچار وسواس هاي بيهوده مي شوند: «نكند تك پسر بودنش باعث لوس شدن او شده باشد؟ نكند پرجمعيت بودن خانواده او بعدها برايم مشكل تراشي كند؟ اين خواستگار را نمي پسندم چون چاق است... اين يكي پدرش را از دست داده و بايد سرپرست خانواده خودش هم باشد ... مگر مي شود با پسري كه دانشجو است ازدواج كرد؟ و...» همين وسواس هايي كه به نظر خيلي از خانواده ها منطقي به نظر مي رسد، باعث بالا رفتن سن دخترها و در نهايت نبود خواستگار مي شود.
2) عوامل بيروني
- اما همه انتقادها به دختر خانم ها مربوط نمي شود. خيلي وقت ها اين پسران و خانواده آنها هستند كه اين مشكلات را دامن مي زنند. مثلا با عرض تاسف يكي از مهمترين ملاك هاي انتخاب همسر در اين روزها چه از سوي پسر و چه از سوي خانواده او داشتن زيبايي بسيار دختر است. يك دختر همه چيز تمام دختري است كه زيبا، خوش ظاهر، مقيد باشد و خانواده داري او با تمكن مالي خانواده تعبير مي شود. همين امر باعث شده كه دختراني كه از زيبايي كمتري برخوردارند يا متمكن نيستند با مشكل عدم خواستگار مواجه باشند.
- گاهي مشاهده مي شود كه برخي از دخترها به دليل وجود نقص عضو يا مشكل جسمي با اين مشكل درگير مي شوند كه يقيناً اين امر نوعي آزمايش از جانب خداوند براي محك فرد مي باشد. البته افراد اين دو دسته مي توانند با گسترش استعدادها و توانمندي هاي خود در زمينه هاي متفاوت علمي، هنري و... نواقص خود را جبران و توانمندي هايشان را به رخ ديگران بكشانند.
- مشكل ديگر برخي از دخترهاي جوان بزهكاري و شرايط نامساعد اخلاقي پدر، مادر، برادر و ديگر افراد خانواده شان است. والدين بايد بدانند كه اشتباه هر يك از اعضا و بدنامي خانواده ابتدا به پاي جوانان در شرف ازدواج آن خانواده به خصوص دخترهايشان نوشته مي شود. به همين دليل بايد تمام سعي خود را براي اجتناب خود و اعضاي خانواده از مشكلات اجتماعي و اخلاقي بكنند.
- نداشتن هم كفو و همتا معضل ديگر برخي از دختران است. مثلاً دختري تحصيل كرده كه در محيطي كوچك و روستايي زندگي مي كند و همتايي برايش وجود ندارد. در چنين مواردي يكي از راهكارها هجرت و نقل مكان كل خانواده به محله و يا شهر بزرگتر و يا ميهمان شدن خود دختر( در صورت نبودن مانع و با رعايت ضوابط اخلاقي و شرعي) در منزل يكي از محارم در شهري بزرگتر است.
- گاه ديده مي شود كه خانواده اي محترم در محله اي بدنام و يا معروف به فساد زندگي مي كنند. يقيناً دختر اين خانواده با مشكل نبود خواستگار مواجه مي شود. زيرا هر كسي كه قصد ازدواج با وي را داشته باشد ابتدا وارد محله مي شود تا از همسايه ها تحقيق كند و اگر ببيند كه محل سكونت دختر در محله اي بدنام مي باشد گمان مي كند كه خانواده يا خود دختر نيز مشكل دارند. راهكار مقابله با اين مشكل ترك محل است. هجرت حركتي مقدسي است كه شايد يكي از مصاديقش همين جا باشد.
- فرهنگ هاي اشتباه و كوته نظرانه، عامل بيروني ديگري است در ايجاد نبود خواستگار براي برخي از دختران. فرهنگ هايي چون «دختر كوچك ازدواج كرده و دختر بزرگتر مانده. حتماً ايراد و اشكالي دارد كه كسي دختر اول را نگرفته است.»، «سطح مالي پايين خانواده دختر و عدم تامين جهيزيه از طرف آنها» و... همه و همه فرهنگ هاي غلطي هستند كه متاسفانه مثل قارچ هاي سمي در جامعه ما رشد يافته اند و كسي به بيهودگي شان نمي انديشد.
حال چه كنيم؟ در شرايط كنوني چه كار بايد كرد؟ دختر خانمي كه خواستگار ندارد چگونه مي تواند اين آرامش فكري را داشته باشد؟ آيا مي توان جايگزيني براي نيازهاي ارضاء نشده معرفي كرد؟ آيا مي توان اين نيازها را مهار كرد؟

انشاءالله توجه و عمل به نكات زير بسياري از مشكلات شما را حل خواهد كرد :
1. شما تنها فردى نيستيد كه با اين مساله مواجه هستيد؛ لذا آن را به عنوان يك مساله ببينيد نه يك معضل و مشكل لاينحل.
2. زود ازدواج ‏كردن نشانه موفقيت در امر ازدواج و تأمين خوشبختى و سعادت هميشگى نيست. با كمى دقت و تفحص در بين همسايگان، فاميل و ديگران، مشاهده مي كنيد كه فرآيند خواستگارى و ازدواج، معمولاً يك فرآيند طولانى مدت و نيازمند زمان و دقت كافى است. چه بسا همين تأخير، شناخت و آگاهى‏تان را از موضوعات و معيارهاى ازدواج بيشتر و عميق‏تر كند و موفقيت در اين امر مهم و حياتى را چندين برابر كند كه در نتيجه به صلاح شما خواهد بود.
3. ازدواج همه زندگي نيست ، بلكه تنها يك بعد از ابعاد زندگي است . پس تا زماني كه شرايط ازدواج برايتان فراهم نشده، از فرصت استفاده كنيد و در ساير ابعاد مثل تحصيل در مقاطع بالاتر و ... بكوشيد.
4. از منفي بافي و افكار منفي بايد اجتناب شود. اگر مي خواهيد سالم بمانيد و جواني خود را حفظ كنيد ناراحتي و افكار مزاحم را از خود دور كنيد و بدانيد كه آنچه باعث ناراحتي و مشكل مي شود افكار منفي و نوع ديد ما به دنيا و وقايع است. در بسياري موارد ما از يك حادثه طبيعي، برداشتي داريم كه كاملا متفاوت با واقعيت آن است. سعي كنيد بدبيني را كنار بگذاريد و به دنيا با عينك خوشبيني نگاه كنيد اجازه ندهيد افكار منفي بر شما پيروز شود، آرامش را در زندگي به خودتان هديه دهيد.
5. طرز برخورد با خانواده و دوستان : رفتار مناسب ، با ادب و احترام و به دور از شوخي زياد و جلف بودن مي تواند براي يك خانم مناسب باشد و نظر يك آقا را جلب كند. طرز برخورد در جامعه نيز در اين باره موثر است، بعضي خانم ها ممكن است فكر كنند، برخورد مناسب در مواجهه با يك آقاي نامحرم، اخم كردن و بدخلقي است ولي اين درست نيست، ما نبايد با رفتار محرك، ديگران را تحريك كنيم، ولي اخم كردن و بدخلقي هم مناسب نيست.
6. كم كردن توقعات: يكي از موانع مهم پيش روي ازدواج جوانان توقعات بالا مي باشد كه با كم كردن اين توقعات و بيان اين مساله در موقعيت هاي مناسب مي توانند زمينه ازدواج را ايجاد كنند. همچنين يكي از مواردي كه مي تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاري منصرف سازد موقعيت اقتصادي خوب خانواده خانم است يعني آقا اين جرات را ندارد كه اقدام به ازدواج كند، كه بيان كردن اين مساله در جمع دوستان و بستگان كه انتظارات من براي ازدواج بالا نيست مي تواند راه حل مناسبي براي آن باشد.
7. افزايش مهارتها: تلاش بيشتر و روزافزون براي شكوفايي استعدادها و توانايي‌هاي خود و يادگيري فنون و هنرهاي مختلف و پر كردن اوقات فراغت داشته باشيد. دختراني كه شايستگي هاي لازم در زمينه هاي اخلاقي، اجتماعي، مهارت هاي زندگي و امتيازات ويژه ديگر در جامعه كسب مي كنند، نسبت به ديگر دختران خواهان بيشتري دارند.
8. نيكو كردن اخلاق حسنه و خوش برخورد بودن: در محيط اطراف به خصوص در خانه سعي كنيد با كمال متانت و گذشت و فداكاري رفتار كنيد.
9. صبور و بردبار بودن: چرا كه صبر و شكيبايي كليد معنويات و گشايش‌هاي نعمت‌ها و الطاف الهي است.
10. توجّه به ضعف‌ها و خصلت‌هاي ناپسند خود و رفع آنها: چه بسا به دليل وجود يك صفت بد يا يك رذيله اخلاقي و رفتاري در ما، خداوند نعمتي و يا لطفي را از ما دور كند.
11. توجه نكردن به حرف و حديث هاي مردم و برخورد كردن با آنها به صورت سعه صدر و گذشت از آنها با كمال بزرگواري.
12. حضور در جمع ها با شركت كردن در مجالس مذهبي- فرهنگي- هنري و ... و نشان دادن توانمندي هاي و كمالات روحي و اخلاقي خود.
13. توجه به اين مطلب كه دنيا به آخر نرسيده و اساساً هدف اصلي و نهايي زندگي كه ازدواج كردن نيست. با ازدواج نكردن نيز مي توان به آن اهداف متعالي دست يافت.
14. براي تعجيل در ازدواج به حضرات ائمه اطهار عليهم السلام بويژه امام جواد عليه السلام متوسل شويد.
15. آيه «رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّياتِنا قُرّةَ أَعْينٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقينَ إِمامًا»(سوره فرقان آيه 74) را زياد بخوانيد.
16. در مهماني هاي خانوادگي و مراسم گوناگون در ميان سخنان خود به صورت غير مستقيم نسبت به ازدواج با جوان پاك و متديني ابراز علاقه كنيد.
17. يك احتمال را هم نبايد نديده گرفت و آن اينكه شايد خواستگاراني براي شما آمده يا مي آيد اما چون در حال تحصيل هستيد والدينتان چيزي در مورد آنها به شما نمي گويند و يا اينكه آنها داراي معيارهاي لازم نيستند لذا والدينتان ترجيح مي دهند صحبتي در مورد آنها نكنند تا شما با فكري آسوده به تحصيلتان بپردازيد. لذا بدون خجالت با والدينتان در اين مورد صحبت كنيد و تمايلتان به ازدواج را به اطلاع آنها برسانيد. اگر صحبت رودررو با آنها برايتان سخت است با شخص ديگري از خانواده يا بستگان كه راحت تريد صحبت كنيد تا نظر شما را به اطلاع والدينتان برساند.

و حرف آخر اين كه:
توجه به امتحانات و آزمايش هاي الهي داشته باشيم كه مبادا با بي صبري، اجر خود را از دست داده و مشكلات را بيشتر نماييم. ضمن اينكه خداوند متعال كساني را كه به هر جهت اسباب و امكانات ازدواجشان فراهم نشده و نتوانسته‌اند ازدواج كنند، دستور داده كه تقوي و پاكدامني پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بي‌نياز گرداند. «وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتّي يُغْنِيَهُم اللهُ مِنْ فَضْلِهِ»[ نور/33.]. پس آنچه كه در زندگي در درجه اول اهميّت دارد، بندگي و اطاعت خداوند و حفظ پاكدامني و عفّت است.
خواهر محترم، در پايان شاخه گلي از گلستان نبوي پيش كش شما مي كنيم: پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «آنچه از دنيا نصيب تو باشد، اگر ناتوان هم باشى، به تو مى رسد و آنچه به زيان تو باشد، به زور نمى توانى آن را از خود دور كنى. هركس به آنچه از دستش رفته اميد نداشته باشد، آسوده است و هر كس به آنچه خداوند روزى اش كرده، خرسند باشد، شادمان مى گردد ».
خواهر گرامي به ياد داشته باشيد كه باد با شمع هاي خاموش كاري ندارد، اگر بر تو سخت مي گذرد بدان كه روشني.
تو شاهكار خالقي تحقير را باور مكن
بر روي بوم زندگي هر چيز ميخواهي بكش
زيبا و زشتش پاي توست، تقدير را باور مكن
تصوير اگر زيبا نبود نقاش خوبي نيستي
از نو دوباره رسم كن، تصوير را باور مكن
خالق تو را شاد آفريد، آزاد آزاد آفريد
پرواز كن تا آرزو، زنجير را باور مكن
موفق باشيد .چشم به راه مكاتبات بعدي شما هستيم.

نویسنده : فاطمه سادات حسین پور

دیدگاه ها

تنظیمات نمایش دیدگاه

روش مورد نظر را برای نمایش دیدگاهها را انتخاب کنید و بر روی گزینه "ذخیره تنظیمات" کلیک کنید

سلام

سلام
پسر 28 ساله و با شرایط مالی متوسط هستمو قصد ازدواج دارم
اما کووووووووووووو دختر خوب
اینایی که میگن ما دوست پسر نداشتیم و خوبیم و منتظر پسر خوبیم کجان ؟؟؟؟
فکر کنم نوبت من که رسید نسلشون منقرض شد
با بسیج کردن اعضای خانواده سالی ماهی یه بار یه دختر خوب پیدا میشه که اونم یا پدرش معتاده یا توقعاتش زیاده یا ........
با این وضعیت دوست پسری و خیانت دخترا حالا حالا ها باید مجرد بمونن چون دخترایی که ازدواج کردن حاصلش طلاق و خیانت های فعلیه و پسرا میلی به ازدواج ندارن

سوال من اینه که چرا

من پسری هستم 35ساله قبلاخجالتی بودم باهیچ دختری درارتباط نبودم تااینکه حدودهشت سال پیش ی دختری توراهم قرارگرفت منم کارمندبودم وعصرامسافرکشی میکردم که این دخترسوارماشینم شدبعدازاون روزبیشترمواقع مسافرم بودتااینکه بامن ازروزدوم صحبت میکردوهرروزبیشتروبیشترمنم تااون موقع باهیچ دختری نبودم البته دختره نه قیافه درستی نه اندام خوبی نداشت چون باراولم بودبدجوربه هم نزدیک شدیم وبیشترمواقع دیگه باهم میرفتم دورمیزدیم وباهم صحبت میکردیم .فهمیده بودمن مجردم وخودش هم مجردبودوحدودسی سال داشت کاری بامن کردکه باهاش ازدواج کنم.امامن قبول نکردم اونم هرروز بیشتربه من نزدیکترمیشدوبیشترمنودوست میداشت .تااینکه بعدازیک سالی ازمن خواست که همراهش خونه دامادشون برم وچون دامادشون به مسافرت رفته بودهردورور یک بارباید به خونه دومادشون سرمیزد ومنو همراه خودش میبرد.تااینکه خونه دومادشون ازمن درخاست رابطه جنسی کردبه هرترتیبی بودمنوواداربه این کارکرد.به همین طریق ی یک سالی گذشت تایک روزدیگه توخونشون منودعوت کردمنم رفتم چندساعتی پیش هم بودیم که داشتیم باهم بازی میکردیم اون خودشوبااین طریق خراب کردومنم ازترس داشتم دیوونه میشدم امااون به نظرخوشحال بود.وبعدازمدتی ازمن سواستفاده کردکه گفت حتمابایدبامن ازدواج کنی .ومن هم بخاطراون کاردارم دیوونه میشم چون نه دوسش دارم نه خوشم میادازش.وباعث شدکه منم فعلانتونم دنبال دختری باشم برای ازدواج.حالانمیدونم واقعا چکارکنم .امااون گفته بخاطری که دوست دارم هروقت نامزدی کنی دیگه اززندگیت بیرون میرم امامن باترسش وعذاب وجدانی که دارم نمیتونم بیخیالش بشم .ی چندبامراجعه به دکترهم کردیم بخاطراون وظعیت.اماواقعاماندم نمیدونم چکارکنم.

تذکر

مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://moshavereh.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.

من 28 سالم هس

از 22 سالگی تا الان هر جا میرم خواستگاری دخترا قبول نمیکنن تازه یکیشون 6 سال ازم بزرگتر بود
انها مشکلم خجالتی بودنم هس

تذکر

مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://moshavereh.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.

سلام منم یه دختر 33 ساله هستم

سلام منم یه دختر 33 ساله هستم تا الان خواستگارانی داشتم ولی هیچ کدوم شرایطشون با من جور نبوده تازگیها هم اکثر خواستگارام خیلی کوچکتر از من هستن مثلا یکیشون 8 سال از خودم کوچکتر بود الانم یه خواستگار دارم که 6 سال از خودم کوچکتره خیلی هم سمج هم به خاطر سن پایینش هم اینکه راستش از ظاهرش خوشم نیومده جواب رد دادم البته قبلش با مشاور صحبت کردم گفتن تفاوت سنی تا 4 سال هم قابل قبول ولی 6 سال کوچکتر از شماست دیگه خیلی زیاده و اینکه ظرهرشو نمی پسندی اینم باید در نظر داشته باشی البته من به مشاور گفتم این آقا بسیار ادم با شخصیت و خوبی و من ایشون رو از نظر شخصیتی خیلی دوست دارم اما مشاور بهم گفت همون قدر که شخصیت مهمه ظاهر هم مهمه والا سر یه دو راهی بزرگ گیر کردم از یه طرف هر چی جواب رد میدم این و آقا و مادرش ول کن نیستن همش دنبال قانع کردن منن من هی میگم سن من از پسر شما خیلی بیشتره زایمان کنم پیر میشم مادرش میگه تو زایمان کن من بچتو رو تخم چشمام نگه میدارم خلاصه ول کنخجالت میکشم بگم از ظاهر این اقا خوشم نیومده البته بسیار با شخصیت هستن از طرفی خانواده هم نگران من هستن و بهم فشار میارن واقعا سر یه دو راهی بزرگ گیر کردم نمیدونم چکار کنم از طرفی نظر مشاور هم مثبت به نظر نمی رسید خدایااااااااااااااااااااا کمکم کن

تذکر

مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://moshavereh.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.

توقعات عجیب پسران برای ازدواج

برام عجیبه آقایون همه ش می نالن که تا درس بخونن و برن سر کار سنشون رفته بالا.... خوب یه دقیقه به این فکر نمی کنن که چقدر تن پرور شدن... البته یه مقدارش هم تقصیر خانواده هاس که زیادی لی لی به لالای پسرها گذاشتن و به اینها پول تو جیبی می دن... اینها هم بی عرضگیشون رو در کسب در آمد گردن این و اون می ندازن.... اینها شاغل نیستن چون از خود راضی تشریف دارن.... اگر می دونستن از 18 سالگی دیگه از پول خبری نیست و جای خواب هم بهشون با منت توی خونه می دادن مجبور می شدن با کارهای مختلف حتی شده عملگی خرج خودشون رو در بیارن و مرد بشن.... نه چهار تا سوسول از خود راضی که در به در دنبال شغل حاضر آماده و پشت میز نشینی هست... اینها شوهر بشن به چه درد می خوردن... اصل مرد شدنه که اینها نیستن.. دو روز دیگه که ازدواج کردن اگه شغل و پولشون از دست بره می خوان چکار بکنن دقیقا؟!

مرد باید خودش دنبال کار باشه.... وقتی کار حاضر آماده نیست باید با دست خالی بتونه کارآفرینی کنه... کم نیستن مردهایی که توی مملکت از هیچی به همه چی رسیدن.. مردی که عین دخترای لوس بشینه که یکی بهش کار بده اصلا لیاقت همسر بودن رو نداره... پدر بودن که دیگه اصلا....واقعا چه نسل بد شانسی هستیم که یا باید با همچین افرادی سر پیری ازدواج کنیم و یا تا آخر عمر تنها بمونیم.....12

هانی

من دختری هستم 27 ساله.هیشکی خواستگاریم نمیاد.ینی واقن باید تا آخر عمر تنها بمونم :(
چیکارکنم

تذکر

مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://moshavereh.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.

برای خواهر کوچکترم خواستگار می آید

با سلام من دختری هستم 24 ساله که تا سه سال پیش خیلی خواستگار داشتم که یا از لحاظ سطح مالی خیلی بالاتر از ما بودن یا کار و شغل مناسبی نداشتن ولی الان خیلی وقته دگه کسی سراغمو نگرفته ولی برای خواهرم که از من 5 سال کوچکتر است داره هی خواستگارای خوب میاد من با ازدواج خواهرم قبل از خودم مشکلی ندارم ولی فکر می کنم کم کم برایم مشکل ساز شود نظر و عقیده من در این مورد باید چگونه باشد تا از لحاظ روحی
آسیب نبینم.

تذکر

مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://moshavereh.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.

ارش

من 29 سالمه شاغلم و تو بانک کار میکنم خارج از کشورم ده سالی میشه خدایی بگم با هیچ دختری هیچ ارتباطی برقرار نکردم تو عمرم حقیقتش این نیست که بگم من پاکم ، نه من پاک نیستم ولی شرایطش برام پیش نیومده وقتشو نداشتم و حوصله حلافی پشت این و اون رو نداشتم حتا حوصله خواستگار رفتن رو هم ندارم در ضمن اینکه وقتشو ندارم همین الان که دارم اینو مینویسم بجوون خودم شب نتونستم بخوابم یعنی وقتش نبود که بخوابم حدودا از شب 1شنبه ساعت 5 صبح که از خواب پا شدم تا الان که روز2 شنبه هستش ساعت 3 بعد از ظهره من نخابیدم ایقد مصروفیتم زیاده اما تازگی ها تصمیم دارم ازدواج کنم ولی نمیشه به خانمی اعتماد کرد .برام مهم نیست در زندگی گذشته اش کسی بوده یا نبود دختر هست یا نیست ولی مهم اینه که ثروت و اندوخته سالها زحمت منو نکشه بالا ، چیجوری میتونم همچون خانمی رو پیدا کنم که حداقل واسه سرمایه ای که عمرمو صرفش کردم از دستم نره و اون خانم بتونه یه همسر و شریک و همسفر و مادر مهربونی برای همیشه تو زندگیم و بچه هام بمونه و ازم درخواست جدای به هر دلیلی نکنه .. اگه ممکنه رهنماییم کنیدمممنون میشم

تذکر

مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://moshavereh.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.

درخواست ازدواج

*** با نام خداوندگار دل ها ****

****با عرض سلام و احترام***

“”اینجانب پسری مجرد و 28 ساله هستم که قصد ازدواج دارم اما واقعا موفق نشده ام همسری مهربان و فهمیده برای زندگی آینده ام پیدا بکنم. البته علت آن هم مشخص می باشد. وضعیت مالی من متاسفانه زیاد خوب نیست. ولی باور کنید از نظر اخلاقی و سلامت روانی اجتماعی مشکل خاصی ندارم (البته خدا خودش بهتر می داند).””
حقیقتش
“”رو بخواهید دلم میخاد همسری داشته باشم که فهمیده و مهربان باشه و بتونم سالهای سال کنارش با خوشبختی زندگی بکنم اما کسی رو نمیشناسم و واقعا ومطمیئن نیستم دختری حاضر باشه با شرایط مالی من کنار بیاد””.

بهر حال همه چیز هم که پول نیست امیدوارم روزی بیاد که هرچ خانمی ارزش والای عشق رو به پول نفروشه.

من

کی حاضره با ماهی صفر تومن در ماه همسر من بشه؟
نه پولدارم نه خوشتیپ
خانما میگن ما فقط ایمان و اخلاق برامون مهمه، اما باید بگم پیشفرضشون اینه که حداقل حقوق کارمندی نیازه و نمیگن
درصورتیکه باید بدونن الان مشکل بیکاری خیلی خیلی شدیدتر ازین حرف هاست، وقتی میگید کم توقعم بدونید که بیش از پنجاه درصد واقعا هیچی هیچی پول ندارن...مخصوصا تحصیلکرده ها

محمد

سلام، دختر خانمها چرا این مشکلات رو از چشم پسرها میبینید؟ عجیبه والا
منم پسرم 28 سالمه مجرد، 25 سالگی ارشدم رو گرفتم، اما هر چی تلاش کردم هیچی بدست نیاوردم، باور کنید با وام گرفتن غذا میخورم و زنده زنده ام، میدونم دختر مومن و خوب زیاده اما مطمئنم اگه پاشم برم خواستگاری احتمالش زیاده جواب مثبت بگیرم اما یه نفر دیگه رو هم مثل خودم بدبخت میکنم میفته تو چاه، دیگه هیچی از بس گشتیم کار پیدا نشد امسال کنکور دکتری دادم قبول شدم، تا فارغ‌التحصیل بشم میشه 32 سالم، بعدش هم تا کار و بار و پول و اینا...
اصن ولش کن، این که نشد زندگی...
بالاخره وقتی مردیم همسر نداریم ولی یه رهگذری چیزی برامون فاتحه میخونه..

پس وقتی میگید موقعیت خوب....

سلام من الان چند مدت هست که دارم سایتهای روانشناسی رو مطالعه میکنم
خودم روانشناسی خوندم و تقریبا از مسائل روانشناسی اطلاعاتی هر چند اندک دارم مطالب گویای این است نه برای جذب خواستگار باید اندام مناسب داشت خب من چاقم ولی اخلاقم خوبه و خانواده مقیدی دارم حالا فقط به خاطر چاقی باید رد بشم، متاسفانه الان پسرها انتخاب نمیکنند خانواده ها هیتند که میپسندند نه خود پسر .......

اومد نظرم؟

اومد؟؟؟

مادرم میگه من بدم

سلام...
من تازه بیست سالم شده.پدرم وقتی کوچیک بودم ترکمون کرد.باحجاب و سنگینم.(اطرافیان اینو میگن)
عاشق یکی از خواستگارامم ولی مادرم یواشکی همشونو رد میکنه.باهاش حرف زدم میگه کی گفته تو خواستگار داشتی.انقدر مخالفت کرد تا خانواده ی اون اقاهم دیگه نیومدن و خودش تنها پیگیره.منم تا با مامانم حرف میزنم حرفای زشت بهم میزنه.فقط توکلم به خداست.
بیاید برای هم تو قنوت نمازامون دعا کنیم...

امید خدا

سلام
منم مثل خیلی ازشماها علیرغم ظاهر معمولی شغل عالی وضعیت اجتماعی فرهنگی واقتصادی نرمال اما خواستگار چندان مناسب ندارم مدتهاست البته قبلا زیاد بودن خیلی بماند که دلمو شکستن و زندگیم زیرو روشد.
منم چندروزه بدجور دلم شکسته مدام اشک میریزم همه جور ختم ودعا ....تو این ده سال اخیر انجام دادم الان 35 سالمه و خیلی نا امیدبودم.
اما دوستان کمتر ازیک هفته است با دلشکستگی شروه به خوندن زیارت عاشورا کرزدم لعن و سلام رو 100بار میگم ودرنهایت دورکعت نماز هدیه به امام حسین. ایه41 سوره فتطر رو روزی 40 بارمیخونم. روز سوم زیارت عاشورا شب خواب دیدم مکه هستمو بهم گفتن دعا توسل بخون
غرض ازاین حرفها این هست توهمین چندروز کم خواستگار اومده واسم و سماجت داره نمیدونم نتیجه کارچی بشه چون مسایل ومشکلاتی هست که یک مقداریش با کم کردن سطح توقعاتم حل میشه. برام دعاکنین من خیلی زجرکشیدم
شماها ناامید نشین ازخدا بخواهید و بازدعاکنید هرچند که شاید حس کنید بی تاثیره
اما اینجور نیست. منم دقیقا مثل شماهاست وضعیتم

مشکلات پسران برای ازدواج

سلام. پسری 26 ساله هستم و تازه کارشناسی ارشدم رو گرفتم و آماده رفتن به خدمت مقدس(!) سربازی هستم.
خیلی اتفاقی این پست رو دیدم و از دیدن کامنت ها خیلی متاثر شدم.
ولی دختر خانم ها به این نکته توجه کنند که که امثال ما پسرهای مثلا تحصیل کرده حدودا توی 28 سالگی درس و سربازی مون تموم میشه و باید تازه از اون موقع بگردیم دنبال کار مناسب که خودش یک پروسه طولانیه و حداقل باید یکی دوسال کار کنیم که بتونم فقط از پس مخارج ازدواج و عروسی بر بیایم (حالا خونه و ماشین بماند).
پس به نظر من اوضاع برای ما پسرها خیلی سخت تره چون تا حدود سن 30 سال حتی جرات فکر کردن به ازدواج هم نداریم، چه برسه رفتن به خواستگاری!

من خودم فردی مذهبی هستم و شدیدا دوست داشتم توی توی 24- 25 سالگی ازدواج میکردم ولی با شرایط جامعه و توقعات دختران و خانواده هاشون عملا غیر ممکنه.
پارسال به اصرار خانواده به خواستگاری دختری خوب و مومن و با اخلاق رفتیم و ایشان در دیدارهای اول می گفتند که مسایل مادی اصلا برام مهم نیست و مهم اخلاقه. حدودا 6 ماه با هم به صورت تلفنی و بعضا حضوری در ارتباط بودیم که رفته رفته متوجه توقعات بالا و انتظاراتی شدم که توان اجابت آنها نداشتم و با اینکه به شدت به ایشان علاقه مند بودم مجبور به ترک رابطه شدم و خیلی هم عذاب کشیدم. بعدش تصمیم گرفتم که فعلا از فکر ازدواج منصرف بشم.

اینا رو گفتم که فکر نکنید اوضاع ما پسرها خیلی خوبه و خوشی زده زیر دلمون که ازدواج نمیکنیم(حالا کاری به افراد بی بند و بار ندارم)، ما هم شدیدا علاقه مند به ازدواجیم و شرایط مهیا نیست....

من خواستگارای زیادی دارم

من خواستگارای زیادی دارم کهخانواده هاشون زنگ میزنن و قرار میذاریم که که بیان خونه،اما هیچ‌کدومشون به دل من نمیشینه موندم چیکار کنم واقعا خسته شدم ازین همه قرار خاستگاری الکی،منو راهنمایی کنید

توکل به خدا

با سلام.من یک ساله از همسرم جدا شدم و تو این یک سال یه دونه خواستگارم نداشتم...خودم دلیلش رو این میدونم که به خدا اعتماد نکردم و سعی کردم خودم یه جوری یکی رو پیدا کنم...بخدا از این مسیر نرید من الان یک هفتس از تمام افکارو رفتارای خودم پشیمونم و میخوام مسیر درست رو طی کنم.نماز مخصوصا نماز اول وقت خیلی تو زندگی تاثیر داره.خدا رو بیاریم تو زندگیمون و حواسمون باشه دنیای مجازی باعث فاصلمون از خدا نشه.برا منم دعا کنید شرایط سختی دارم اما امیدوارم که همه چی درست میشه.

پدر و مادر عامل بدبختی دخرت

کاش مامان بابا ها رابطشون با بچه هاشون خوب بود من پارسال برام یه خاستگار اومد مامانم یه جوری بهم میگفت بگم بیان یا نه که خودم احساس کردم اگه بگم اره حجب و حیام میرم زیر سوال .بعدشم که میگی باشه بیان پدر بدون خواستن نظر دختر خواستگار رو رد میکنه بعد هم که رد کردن به دختر نمیگن که ما از سر خودمون رد کردیم بعد دختر چی بشه یهو خودش بفهمه ... اینه شرایط خانواده ی من ...هیچ بعید نمیدونم که به گنا بیفتم ..چرا پدر ومادرم اینجوری میکنن مگه دوست دارن بدبخت شم یا فکر میکنم من نیازی به ازدواج ندارم یا دارن سر من معامله میکنن که یه خاستگار پولدار برام بیاد ..من پول نمیخام فقط میخوام با کسی که ایمان و اخلاق داره ازدواج کنم و به آرامش برسم همین ... همه ی گناهام گردن پدر ومادرم باشه ...من جز خدا کسیو ندارم

من دختری سی و دوساله هستم

من دختری سی و دوساله هستم ظاهری مناسب هم دارم کارمند دولت هستم و دانشجوی دکترا ولی تا حالا خواستگاری که شرایط خوبی داشته باشه نیومده و از لحاظ روحیم شدیدا احساس نیاز به همسر میکنم

تذکر

مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://moshavereh.porsemani.ir/soal
** درج سوال به وسيله پيامك : 30001619
** درج سوال در سايت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
* توجه : اگر سوال تان را در سایت درج می کنید، شماره تلفن همراه یا آدرس ایمیل تان را حتماً وارد کنید تا امکان ارسال پاسخ به شما فراهم گردد.

جوابهای عجیب خانواده دخترها

با سلام
من پسری 24 ساله درسم تموم شده سربازیم رفتم الان مشغول به کار هستم دختری را معرفی کردم به مادرم واسه خواستگاری ولی متاسفانه جواب درستی نمیدن نه میگن آره نه میگن نه واقعا یه خواهشی از دختر خانوما داشتم اگه نمیخواند رو راست بگن نه !!

مجردی

من یه دختر 27 ساله هستم که چهرم خوبه ولی نمیدونم چرا خواستگار واسم میاد نمیپسنده و میره واقعا درمونده شدم غرورمم هیچ وقت اجازه نمیده پیگیر خواستگارام بشم . میگم اگه میخواست میومد و قرار عقد و عروسی رو میذاشت. به هرحال واقعا خستم خیلی خستم. کاش خانواده ها رو پسراشون کمی تعصب به خرج بدن و اجازه دوست دختر داشتن ندن بهشون تا پسرا از ازدواج زده نشن چون وقتی با دختری دوست میشن میگن دیگه زن میخوایم چیکار. کاش دولت یکمم درمورد دخترای مجرد تعصب به خرج بده هیشکی به فکر ما دخترای مجرد نیست هیشششششکی ک((((((

هست

هست معرف بایدباشه

موارد خیلی مهم

1- همیشه از خودم پرسیدم چرا دختر خواستگاریه پسرا نمیرن (من نه خواهر دارم، نه مادری که وقت بزاره واسم دختر خوب پیدا کنه) پس چطور میتونم با کسی آشنا بشم
2- دخترایی که خوبن اکثرا دیده نمیشن. من اگر کسی رو ببینم شماره نمی تونم ازش بگیرم یا بهش شماره بدم. چون روشو ندارم و اینکارو تاحالا نکردم. موقعیت خیلی خاص باید باشه. مثلا طرف همکار ویا همکلاسی باشه. که اصولا داستان دارن اکثرشون. حالا چیکار کنم. کیلومترها راه برم تا دم خونه ی طرف؟ تعقیبش کنم؟ نمیدونم واقعا

خواهرای عزیزم. جامعه یجورایی شده. هستن کسانی مثل من که دنبال دختر اهل زندگی هستن. به ظاهر اهمیت میدم ولی چهره معمولی باشه. میدونم اون حوریای توی خیابون با آرایش شکل گرفتن تازه. میفهمیم ما هم. چطوری پیداتون کنیم.
خیلی ها مشکل خانوادگی یا اقتصادی دارن نمی تونن. ولی من هم که می تونم راه پیدا کردنش رو بلد نیستم.
31 سالمه. خونه 50 متری دارم. ماشین دارم. کارمم بد نیست. برای شروع خوبه. خیلی هم نیاز دارم ازدواج کنم. زندگی خودم رو تشکیل بدم. شاید تعجب کنید و چهره ام هم کاملا مناسبه. قسم می خورم ولی چه فایده. تنهایی. بدون هدف. انگیزه. دوست داشتم کسی رو دوست داشته باشم. دوستم داشته باشن.
نتیجه: مشکل اوضاع فرهنگی جامعه هستش

جواب رد

سلام
من جوانی 28 ساله فوق لیسانس هستم از هفته پیش با مادرم به خواستگاری دختر خانمی رفتیم ایشون 21 ساله هستن. جواب هایی که به ما دادن خیلی عجیب بود. از طریق یک واسط خود دختر خانم گفتن ک قرار نامزدی با یک نفر دیگه رو دارن ولی مادرشون گفت ک دخترم میگن میخوام درسم رو ادامه بدم. این جواب ها کلا منو گیج کرد. خواهشا اگر میخواهید جواب منفی بدید اینقدر جوان هایی که با نیت خیر ب خواستگاری میان رو سردرگم نکنید.

خدارو شکر کن سالی یکی خواستگار داری

شما میگید جیرتون اینه که فوقش سالی یه دونه خاستگار داشته باشی همین هم خدارو شکر کنم بعضیامون همین هم نداریم با اینکه حتی به نامحرم نگاه هم نمیکنیم ولی نمیدونم چطوریه که خدا ماها رو نگاه نمیکنه ...پسرا فقط دنبال خوشگلی و پولداری ان و بس ...من 26 سالمه ولی هیچ وقت نخواستم با ظاهر کسیو فریب بدم با اینکه چهری خوبی دارم و خانواده ی خوبی هم دارم ...نداشتن خاستگار خیلی بد و دردناکه خیلی ترحم دیگران بدتر ازو اونه
فقط دلم میخاد از ایران بزنم برم یه کشور غریب تنها زندگی ارومی داشته باشم ...
دختر مجرد تو ایران به چشم بدی بهش نگاه میکنن که من طاقتشو ندارم

من دختری ۳۶سال ام متاسفانه،۲۳

من دختری ۳۶سال ام متاسفانه،۲۳ سالم ک بودباپسری رابطه داشتم و اون اتفاقی ک نباید افتادهمیشه احساس گناه میکردم اگه خواستگار میومد قبول نمیکردم پیش خودم میگفتم من گناهکارم پاک نیستم حق ندارم زندگی کسیو خراب کنم لیسانس دارم دارم ادامه میدم قبلا چندمورد برام پیش اومد اما جور نشد اما الان بااینکه قیافه ام خوبه اماهیچکس ازم خوشش نمیاد اگه هم میاد تامیفهمن چندسالمه میرن خیلی تنهام و غصه میخورم حتی ی دوست ندارم تمام دخترای فامیل بااینکه ازم کوچیکترن اما ازدواج کردن و بچه دارن وقتی میبینمشون حسرت میخورم دارم دیوانه میشم ی اشتباه کردم تو زندگیم ک فک میکنم تاٱخر عمرم باید جواب بدم اعتماد ب نفسمو از دست دادم از خونه بیرون نمیرم درس میخونم اما دارم دیوانه میشم کمکم کنید ینی من هیچوقت نمیتونم ازدواج کنم حتی ب خواستگارم مشکلی ک داشتم گفتم اما تافهمید رفت نمیتونم ب کسی حقیقتو بگم .

خدا بزرگه

خواهرم به خدا توکل کنید و همه چیز به خدا واگذار کنید .
اصلا نمیخواد به حرف شیطون گوش کنید ازدواج کنید و تشکیل خانواده بدید.

من ۲۸سالمه تو عمرم یادم نمیاد

من ۲۸سالمه تو عمرم یادم نمیاد کسی منو خواسته باشه تا الانم هیچ خواستگاری نداشتم هیچ مشکلی از لحاظ اخلاقی وقیافه ندارم فقط نمیدونم چرا هیچکی منو دوست نداره چرا کسی منو نمیخواد؟دیگه یجورایی عادت کردم به این وضعیتم انگاری حس میکنم تا اخر عمرم باید تنها باشم بدون هیچ عشقی):

عزیزم

عزیزم مشکل از توو نیس پسرا دنبال سه چیزن پدر زن پولدار دختر کم ستن و یا کارمند منم مث توام

اشتباه میکنید

اشتباه میکنید. اتفاقا خیلی هم اینطور نیست. خیلی ها مثل من از سر بیکاری و جواب رد دختر خانمها تن به ازدواج نمیدن

ارجاع به بخش درج سوال

لطفا سوالات خود را در بخش درج سوال مطرح نمایید:

http://www.porseman.org/q/qservice.aspx?logo=images/right.jpg

با تشکر

درگیر

سلام من دختری 22 ساله ام خاستگار زیاد دارم ولی خانوادم خیلی سخگیرن بدون نظر پرسیدن از من رد میکنن انگار ن انگار منم ادمم و قراره من با اون اقا زندگی کنم ولی خودم تنها چیزی ک برام مهمه اینه ک اون اقا پسر عین خودم پاک باشه ولی فقط خواستگارام در حد حرفن چون خانوادم ردشون میکنن و اجازه نمیدن بیان خونه حتی صحبت کنیم.ترم اخر لیسانسم جای برای کاراموزی رفتم ک کارمند از من خوشش اومده و پیشنهاد ازدواج داد ولی نمیدونم چ جوابی بدم چون میترسم اینم بیاد خانوادم رد کنن چون پسر درحد پنج ثانت از من کوتاه تر بنظر ادم خوبو با شخصیتیه ولی نمیدونم واقعا چی بگم و ردش کنم ک ب اون اقام برنخوره.ای کاش منم مثل شماها خواستگار نداشتم حداقلش اینقد فکرم درگیر نبود

چراااااااا

سلام.دختری هستم 23 ساله.چند ساله میشه من و پسرخالم عاشق هم بودیم.عاشق واقعی یعنی برای هم میمردیم.از بچگی دوس داشتیم همو.دقیقا همون چیزیه که میخام.منم همونم که میخاد.من دانشجو بودم و اونم دانشجو.دانشگاهمون کنار هم بود.گاهی قدم میزدیم و حرف میزدیم.کسی از این جریان خبر نداشت.کلی برای ازدواج حرف زدیم و ارزو ساختیم و برنامه چیدیم....بعد تصمیم گرفت به خانوادش بگه.اونا راضی بودن.یه پرانتز باز کنم: اونا آدمای خرافاتی بودند.یعنی یکی عطسه کنه اون کاررو انجام نمیدن.یکی خاب ببینه کل فامیل خبردار میشه که من فلانم و انقد خوبم که خاب امامان رو میبینم.برای مسافرت استخاره میگیرن!! خلاصه قرار شد برای ما هم بگیرند.فالگیره چی گفت؟؟؟ گفت من آدم بدی هستم و زندگیشون رو خراب میکنم!!! باورتون میشه اونا ازمن متنفر شدن!! خصوصا مادرش.جواب سلاممو به زور میده.اونا دیگه نیومدن خاستگاری و تمام آرزوهامون خراب شد.یعنی زندگی من دست فالگیرهاست؟ یعنی سرنوشت من دست اون شیادهاست؟ بدنامم کردن.ما همدیگرو باحسرت نگاه میکنیم.عاشق همیم و میدونیم وصال محاله.خیلی دردناکه...خیلییییی.مادرش حرسمو درمیاره که میخاییم زنش،بدیم.اون کار دولتی گیرش اومده.اگه واقعا ازدواج کنه چی؟؟ من چی؟؟ ارزوهامو اون دختره ببره؟؟؟ دختری که احتمالا فالگیره تاییدش کرده؟؟؟ چرا هرچی دعا کردم نشد؟؟ چرا خدا ندید؟ اونا برام ایمان نزاشتن.کاش بمیرم راحت شم ازین عذاب.هرروز سفره دارن و روضه.یعنی امامان راضی اند ازشون؟ منم یه دختری مظلوم.هرشب گریه.خدا به اون کار داد که ازدواج کنه.من چی؟؟؟؟ به کدامین گناه؟؟؟

اعتماد کن

شاید نوشتن این پاسخ بعد از این همه مدت کار عبثی باشه ولی مطمئن باش نه خدا نه اماما هیچ کدوم از کار اینا راضی نیستن. من خیلیا رو دیدم که اینجوری عروس یا داماد انتخاب کردن و بعد از چند سال چنان آهی کشیدن که خودشون متوجه شدن بخاطر شکستن دل یکی دیگه بود. اما شما هم ناامید نباش مطمئن باش که خدا صداتو میشنوه و یه آینده عالی سر راهت قرار میده. بهش فقط باید اعتماد کنی همین و بس

همون طور که دختر بد وجود

همون طور که دختر بد وجود داره.دخترخوب هم هست پس داداشام نگن دخترخوب دیگه نیست.خانم من یه دخترمومن بودوهست.امثال زن من زیادن.فقط چشماتونو بازکنید.دور وبرتونو نگاه کنید از فامیلاتون هم شروع کنید به گشتن.

مشکل من به عنوان یه پسر اینه

مشکل من به عنوان یه پسر اینه که نمیتونم به دخترا اطمینان کنم. البته من الان 26 سالمه و هنوز برای ازدواج زوده اما وقتی وضعیت دخترا رو میبینم از ازدواج پشیمون میشم.
همه مشکلات پسرها مشکل مالی نیست. بلاخره با چند سال کار کردن میشه وضعیت مالی رو سرو سامان داد اما بی اعتمادی به دخترا رو چی؟؟ خیلی از پسرهای بالای 30 سال میشناسم که وضع مالی خوبی دارن اما به خاطر بی اعتمادی به دخترا ازدواج نکردن. خود من تا حالا رو هر دختری دست گذاشتم و خانوادم بهم پیشنهاد دادن قبلا دوست پسر داشته و من هم آدمی نیستم که دنبال همچین دخترهایی باشم.شاید هیچوقت ازدواج نکنم.

خدا کنه که سر حرفت بمونی

ان شاالله که سر حرفتون برای عدم ازدواج با کسی که قبلا دوست پسر داشته بمونید.

آدمای نامرد

5 ماهه که یکی واسطه امر خیر شد
و به اصرار پسر شماره ی پدرمو از من گرفتم
الان 5 ماهه منتظریم که بیاد
الان 29 سالمه و ارشد دارم و خانواده ام مذهبی و وضع مالی خوبی دارن
ولی انگار به چشم کسی نمیام یا یه جوری میره و پشت سرشو نگاه نمیکنه
کاش ادما اینقدر نامرد نبودن و افراد رو چشم به راه نمیذاشتن
همیشه پیش خودم میگم نمیبخشمش ولی باز دلم نمیاد...

خیلی دلم گرفته خسته شدم
خیلی بده خواستگار نداشته باشی و یا سالی یه نفر جیره خاستگاریت باشه

سلام به همه تکثر نظرات رو

سلام به همه تکثر نظرات رو خوندم دوستان میخوام بگم اینکه آقایون بگن دخترخوب پیدانمیشه وخانمابگن به هیچ پسری نمیسه اعتماد کرد کاملا اشتباهه این فقط بستگی داره به احترام وارزشی که هر کس برای خودش قایله.هر دختر وپسری اگه کمی عزت نفس پاشته باشن وبرای خودشون احترتم قایل باشن هیچوقت تو دام دوستیها گیرنمیکنن من۳۴سالمه ومجردم گاهی تنهایی آزارم داده اماهیچوقت خودمواونقدربی ارزش ندیدم که پیشنهاد دوستی دیگرانو قبول کنمو مطمئنم کسی هم بیادخواستگاریم و قرارباشه ازدواج کنم مثل خودم چشمش دنبال هیچکی نبوده.به نظرمن اینابهونه است برای قبول نکردن مسئولیت زندگی.من دو ساله به ازدواج فکرمیکنم وقبلش علاقه ای نداشتم ازدواج کنم مشغول تحصیل وکارای خودم بودم امااین قضاوت درمورد دیگران همیشه برام آزاردهنده است من خواستگارندارم اما کم کاری از خودم بوده حضور توجمعهای زنامه و متین و باوقاررفتارکردن خیلی کمک میکنه من کم توجمع حاضرمیشدم

من هم یه پسر 30 ساله هستم که

من هم یه پسر 30 ساله هستم که ار ازدواج با دخترها منصرف شدم. آدم این وضعیت دخترها رو می‌بینه به هیچ کدومشون نمیتونه اطمینان کنه. قبل ازدواج رابطه‌هاشون با دوست پسر و... موقع ازدواج هم توقعات بالا و چشم و همچشمی و مهریه‌های بالا و بعد ازدواج هم باید منتظر مطالبه مهریه و شاید خیانت باشیم. من که دیگه از ازدواج کردن پشیمون شدم با اینکه پسر مهربون و سالمی هستم و به اندازه خودم وضع مالیم خوبه اما ترجیح میدم به ازدواج فکر نکنم

دست رو کی میذاری؟

خب شما حتما دست رو کسایی میذاری که دوست پسر داشتن. خیلی از دخترها تحصیلات عالی دارن خیلیاشونم کار می کنن ولی تا بحال دوست پسری نداشتن. ببین مشکل از خودت بوده که درست نمی بینی

دختر خوب هم پیدا میشه

خواهشا پست های قبلی رو هم بخونید. دخترهای خوبی هم در این دنیا پیدا میشن فقط چون مثل بقیه رنگ و لعابکاری نمی کنن به چشم نمیان؟ باید به مادرها و پدرها و حتی خود پسرا گفت که چرا فقط دنبال خوشگلی دختر هستن ببینن میخوان پسرشون یه عمر با کی زندگی کنه؟

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
18 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .